امروز اتفاق بدی برام افتاد احساس میکنم دنیا دور چرخید میدونم هیچ کدومتون همچین چیزی رو تجربه نکردین چون هیچ مردی به کثیفی و پستی شوهر من نمیشه اون خانومه طبق قولی که داده بود عکس محمد و با اون دختره برام فرستاد خیلی سخته ادم خیانت شوهرشو به چشم ببینه خیانت خیانته چه شوهر چه کس دیگه باورکنین من برا شوهرم از هیچی کم نذاشتم هر چی گفت گفتم باشه گفت ندارم برات خرید درست و حسابی کنم گفتم باشه خودت و میخوام نه اونارو گفت ندارم عروسی بگیرم گفتم باشه گفت ندارم لباس بگیرم گفتم باشه ندارم ....
هیچی ازش نخواستم به خدا گفتم لیاقت داره زرنگه کاریه چند سال ریگه با محمد صاحب همه چی میشیم اینا الکیه اما هر چی من ساختم اون فکر کرد کیه حتما چیز خوبی دار که من هی میگم باشه پدرش هر توهینی خواست بهم کرد اما به خدا قسم هیچ وقت تو روش وانستادم چند سال حسرت ادامه تحصیل تو دلم مونده اما پول نداره چون رشته من تو تبریز کاردانی به کارشناسیش فقط ازاد داره اینم به خاطر اون تحمل کردم ۳سال برام مانتو نخریده اصلا نمیپرسه این مانتو رو از کجا خریدی کی برات خرید چرا کفش نداری به خدا نمیتونم گردنش بزارم ما خودش هر روز یه کاپشن یه شلوار ۱ ماه پیش هر کار کردم یه سرهم برا دخترش نخرید هر چیم میاره با یه دروغی میگه این خرید اون خرید
سر هر بهونه کوچیکی قهر میکنه خرجی نمیده فل در خونه رو عوض کرده نمیزاره برم خونم طلاهامو گرفت برد فروخت خرجی نمیده خودم توخونه جون میکنم کار میکنم تا یه قرون در بیارم و لنگ نباشم منت هر کسی رو میکشم تا کارتا و جعبه هامو بخرن تا کسی نفهمه چطور میگذرونم تو این خراب شده م که کار پیدا نمیشه مسئولیت سرش نمیشه خوب بچه رو ماهی یه بار چکاب میبرن اما من نمیتونم گردنش ۶ ماه یه بار چکاب و بزارم پول ازمایش زردی دخترمو خودم دادم هر چی گفتم بده اصلا انگار نه انگار پارسال هر چی گفتم بیا و این بچه رو سقط کنیم گناه داره ما هنوز خودمون وضعمون مشخص نیست نذاشت به خدا دلم برا دخترم اتیشه
حوب منم ازدواج کردم حتما به شوهر احتیاج داشتم به محبتش نیاز دارم اما ۴ سال هیچی از این مرد جز اذیت و ازار ندیدم به خدا ارزوی مرگشو دارم یا مرگ من و دخترم یادم رفته که منم ادمم حق زندگی دارم ۲ ساله از خونه جم نخوردم اما اقا هی قهر میکنه و با دوستاش میره مسافرت ارمنستان ترکیه شمال تهران به خدا نه قیافم زشته نه بد لباس میپوشم نه از هر لحاظ براش کم میزارم اما ادم که فکرش هرزه باشه دل و خودشم هرزه میشه

بد بود از وقتی هم رفته تو اون اموزشگاه خراب شده کار میکنه بدترم شده خیلی محیطش خرابه اما مگه ادم خودش عقل نداره شعور نداره مگه میشه کسی گولش بزنه من دلم به پاکی اون خوش بود از این که اهل مشروب نیست چشم پاکه نجیبه اما وقتی اینا رو هم نداره میخوام چی کار س هر فرصتی میره سرا مشوب اینم که عکس...خوب منم دلم می خواد مثل زنای دیگه باشم منم خیلی کمبود دارم تو زندگیم میخوام ماشین خونه پول طلا داشته باشم ندارن یه زندگی خوب با محبت شوهر خوب بچه سالم داشته باشم مگه دل من دل نیست
یا امام رضا دلم خیلی هواتو کرده همه رو طلبیدی به جز من ضمانت منو پیش خدام بکن تنهام دلتنگم دارم کم میارم جا ندارم دستمو بگیر امروز که مامان گوشی رو گرفت سمت حرمت گفت هر چی می خوای بگو فقط گریه کردم دردم زیاده کدومو بگم ۲۴ سالمه با دردای ۵۰ ساله
